الشيخ محمد تقي بهجت
469
جامع المسائل ( فارسي )
نشد ، ضامن هدم است ، بلكه حق الزام به هدم ندارد ، و بر او است ذبح مأكول براى اخراج يا اخذ بدل از دابه با رضاى صاحب خانه . و همچنين اگر به سبب هيچ كدام نبود ، بر صاحب خانه تكليف و ضمانى نيست ؛ و با رضاى او تصرّف در خانه و با رضاى صاحب دابه ، تصرّف در دابه مىشود ؛ و اگر راضى نشد صاحب دابه ، مىتواند صاحب دار تفريغ نمايد خانه را به اقل ضرراً بر صاحب دابه از امور ممكنه . و در صورت اشتراك در ضرر در صورت بقاء و اخراج به هدم ، و عدم امكان جمع بين حقين بدون ضرر ، پس بايد در رعايت وجوب تفريغ مكان و وجوب حفظ حيوان از هلاك في الجمله ، رعايت اقل ضرراً بشود در فرض عدم تفريط از هيچ كدام ؛ و در صورت تساوى ، مصالحه يا قرعه يا دخالت حاكم شرع به فصل به امر مشروع از صلح يا قرعه يا غير اينها كه جائز مىداند مىشود . ادخال دابه ، رأس خود را در ظرف ديگرى و اين حكم جارى [ است ] در صورت ادخال دابهء غير ، رأس خود را در قِدر مملوك ديگرى ، در صورت اختصاص تفريط موجب به ضمان به يكى از دو مالك . و در صورت عدم تفريط از هيچ كدام كه در آن ملاحظهء اقل يا اكثر ضرراً مىشود ؛ و در صورت تساوى ، صلح به نحو متقدّم مىشود . و جارى است حكم عدم تفريط از مالكين در صورتى كه سيل ، درخت شخصى را به زمين شخصى ديگر نقل داد و نقل و ابقاءْ ، موجب تضرر يكى يا هر دو بود . و در امثال اين فروع مثل وقوع دينارى يا جوهرى در محبرهء غير ، يا بلع گوسفندى جوهر غير را احكام مذكوره ثابت است . و اگر تفريط از طرفين بود ، ضرر واقع مىشود بر اقلَّهما ضرراً و مصالحه بر تضرر او مىشود ؛ و در صورت تساوى ، قرعه يا تعيين با اقراع حاكم يا اجبار او اگر مصلحت دانست مىشود . و در مورد حكم به ضمان ، مضمونٌ به ارش است با ثبوت قيمت براى مكسور يا اتلاف شده ، و تمام قيمت يا مثل است در صورت عدم قيمت براى آن چه مانده باشد .